سوره فاطر آيه 39

" هو الذي جعلكم خلائف في الارض فمن كفر فعليه كفره ، و لا يزيد


الكافرين كفرهم عندربهمالامقتا "

" يعني او در زمين، شما را جانشين خويش گردانيده است ، هركس سرپيچي كند

به زيان خويش عمل كرده است عمل كساني كه از فرمان خدا سرپيچي نمايند ،

نتيجه اي جز زيان نخواهد داشت ."،        
سوره فاطر آيه 39
 

راه


 

سخنان بزرگان

سعادت كامل آن است كه عمر را در عبادت خدا به پايان برند . حضرت محمد (ص)




هر گاه عقل كامل گردد ،سخن اندك شود . امام علي (ع)
 

ضرورت بحث حجاب و پوشش در عصر حاضر

ضرورت بحث حجاب و پوشش در عصر حاضر

بشريت عصر ما كه در اوج قدرت صنعتي و دانش فني به خود آفرين مي گويد ، از جهتي ديگر بر ويرا نه هاي حاصل از تجر به ي تلخ خو يش در عر صه ي اخلاق وارزشها ي انساني به سوگ نشسته است كدام مكتب است كه بحرا نها ي دروني و روحي پيروان خو د را حل كرده ارامش روحي را به آنان ارزاني داشته با شد ؟چرا هم ا ينك در متمدن ترين جوا مع خود كشي كه نشاني از بحران شديد دروني و بن بست فكري است مسئله اي عادي شده است ؟ آما رها يي كه هر از چند گا هي از سوي مر اكز آگاه و رسا نه هاي گرو هي اعلام مي شود گو ياي حقا يقي تلخ در اين زمينه است در امر يكا كه سرا ب خو شبختي قلمداد مي شود و الگوي تمدن وفرهنگ به شمار مي آ يد سهميه ي سالانه ي خو د كشي در ميا ن جو ا نان 500 هزار مورد اعلا م شده است .

 با وجو د رشد معجزه آساي بشر درصنعت وتكنولوژي ودست يافتن به آسا يش فراوان در زندگي چرا در پيشرفته ترين جو امع خشو نت وجنايت وعد م امنيت اجتماعي بيداد ميكند ؟

چنانكه يك روانشناس دانشگاه ويرجينيا چنين مي گويد " با فرهنگي ساخته ايم كه به طور روز افسونس خشونت و بي رحمي پذيرفته وآن رابه صورت فريبنده اي درآورده است "بشر هنوز هم محتاج است ومنتظر. گمشده ي او چيست ؟

بلند ترين انديشه هاي بشري تجربه ها ي خو يش را به نما يش گذارده اند و هوز هم در جست وجوي آنند ! آزادي جنسي را به آزما يش نها دند ، اسا رت ارزشها واخلاق را نتيجه داد ! بي قيدي جسم وتن را پيشنهاد كردند ، روح وجان و فكر و انديشه به بند كشيده شده ! آسايش و رفاه بدن را تأمين كردند ، اضطراب وبحران رواني بي درمان ماند ! راستي آيا پيشگامان صنعت و دانش كه هنر بزرگشان دستاويزي نظريه هاي نظريه هاي پوچ تربيتي و فرهنگي غرب شده ، با رعايت اصول فرهنگي غرب و بي بند و باري ، مدگرايي و بي اعتقادي به ارزشهاي اخلاقي و ديني به آن مقام بلند بار يافته اند ؟ تاريخ دقيقاً خلاف اين امر را گواهي مي دهد . يعني پايه هاي كاخ تمدن و صنعت بردوش مرداني زاهد مسلك و عاشق علم وكمال استوار است . اديسن ها ، پاستورها ، اينشتين ها ، ماكس پلانكها و ساير پيشروان علم و اختراع كساني بودند كه همچون عابدان در آزمايشگاهها معتكف بودند و از هرزگي و بي بندوباري به دور .

مكتبها بشري كه تاكنون براي ترببيت و زندگي بشر برنامه ، راه الگو ارائه كرده اند ، انسان به درستي نشناخته اند . راستي انسان كيست و در اين سراي هستي چه جايگاهي دارد؟

كدام مكتب است كه انسان را به راستي شناخته ، نيازهاي واقعي اش را درك كرده باشد؟

كدام مسلك و انديشه ثمرات مبارك و مثبتي را از تئوري خود درباره ي انسان به بار آورده است؟

جمع ميان دانش و آرامش ، علم واخلاق و صنعت و انسانيت در ميان صاحبان كدام انديشه تبلور يافته است ؟

بي شك مكتبي پاسخگوي اين سؤالات خواهد بود كه نظريه هاي تربيتي اش فراتر از جسم و طبيعت را در نظر داشته ، براي سعادت و آرامش جاويد بشري آمده باشد .

مكتب انسان ساز اسلام كه تربيت شدگان حقيقي اش ، همانها كه به دين به ديد جامع و گسترده اي مي نگريستند ، قرنها جهان را به نور دانش و علم در كنار اخلاق آراستند .

مكتبي كه راهبران آن خود در حد كمال انساني بودند و نيازهاي بشر را به خوبي درك مي كردند.

و حجاب و پوشش ، يكي از صدها برنامه ي تربيتي اين مكتب است كه پيشنهادي سازنده براي نسل تشنه ي اخلاق و تربيت ، شكست خورده در صحنه هاي آزمايش و به بن بست رسيده در تنگناهاي انديشه به حساب مي آيد .

بسياري از احكام و برنامه هاي اين مكتب ، بين المللي و جهاني است ؛ بدين معنا كه نه تنها تكليف شرعي براي شخص مسلمان مكتبي است ، بلكه براي بشريت مفيد و كارآمد است ؛ زيرا برنامه اي مي تواند جهاني باشد كه منطبق بر منطق و زبان فطرت و عقل باشد و حجاب و پوشش از اين گونه است .

 
 

توليد براي چيست ؟

  توليد براي چيست ؟

رژيم سرمايه داري تنظيم فعاليتهاي توليد را به مكانيسم قيمتها كه طبق مقررات عرضه و تقاضا در بازار آزاد
تعيين مي شود مربوط مي داند ، اساس تنظيم فعاليتهاي اقتصادي اعم از توليد و توزيع ، رقابت كامل ، سود فردي و آزادي اقتصادي ميباشد و در واقع اقتصاد سرمايه داري ، مبني برفعاليت موسسات خصوصي بوده و افراد فعاليتهاي توليدي خويش را براي كسب منافع بيشتر بهر ترتيب كه مقتضي بدانند ترتيب مي دهند . و چيزي بغير از منافع فردي را در رابطه با توليد و توزيع مدنظر قرار نمي دهند و منافع اجتماعي عامل تعيين كننده در فعاليتهاي اقتصادي فرد نمي باشد ، بنابراين انگيزه اي كه هميشه ماشين توليد و فعاليتهاي خصوصي را به حركت در مي آورد ، سودجوئي و منفعت طلبي است سود تابع نوسانات قيمت در بازار بوده و هنگامي كه توليد كننده يا صاحب موسسه اقتصادي سود بيشتري را پيش بيني كند كالاي زيادتري توليد مي نمايد .

بنابراين در تجزيه و تحليل نهائي بايد گفت اين تقاضاي مصرف كنندگان است كه جهت توليد را معين نموده و اثر تغيير ميزان تقاضاي آنهاست كه ميزان و جهت توليد را تغيير مي دهد و در شرايط مخصوص موجب ازدياد تقاضا و ترقي قيمتها مي گردد . بنابراين جواب سرمايه داري به اين سئوال كه توليد براي چيست اين خواهد بود كه توليد براي مصرف است و مصرف است كه خط مشي توليد را تعيين مي كند .

در حالي كه اسلام معتقد است كه :

1- سازمان توليد اجتماعي موظف به توليد كالاهائي است كه مورد نياز عمومي جامعه باشد و ميزان آنرا تا حد اشباع نيازمنديهاي حياتي يعني تا جائي كه احتياجات ضروري هر كس برآورده شود تعيين كرده است . تا هنگاميكه حجم كالاهاي ضروري به حدي نرسيده كه تكافوي احتياج عمومي را بنمايد ، صرف نيرو ، جهت توليد ساير كالاها اجازه داده نشده است . در نتيجه در مي يابيم كه يگانه عمل تعيين كننده خط مشي توليد ، رفع نياز عمومي به معناي واقعي و صرفنظر از قدرت پول مردم باشد ، لذا اين چنين توليدي بايستي در جهت حفظ ارزشها و تامين نيازهاي اصيل انساني جامعه باشد ، چنين سيستم توليدي را توليد متعهد مي ناميم .

2- از آنجا كه اسراف در هر امري تحريم شده ، اسلام اسراف را در سطح توليد كل نيز ، ممنوع اعلام كرده است . هم از نظر مصرف كننده و هم از نظر توليد كننده نبايد ، مازاد بر احتياج و قدرت بازرگاني جامعه توليد شود زيرا توليد مازاد براحتياج عمومي اسراف بوده ، از بين بردن غيرمنطقي سرمايه ها و قدرت توليدي است .

 

3-اسلام بدلائل زير ، به دولت اجازه داده است تا در توليد مداخله و برآن نظارت كند .

الف – به منظور تعيين حداقل و حداكثر توليد كالاهاي ضروري ، زيرا مسلم است كه توليد بدون نظارت مركزي و تنها با اتكاء اراده صاحبان موسسات خصوصي ، منجر به نابسامانيهاي اجتماعي و اسراف و زياده روي از سوئي ، و يا تفريط از سوي ديگر مي شود . لذا براي حفظ توازن و تعادل اجتماعي – اقتصادي بايد دستگاه مركزي بر آن نظارت نمايد .

ب- اخذ تصميمات قانوني در مورد مسائل اقتصادي و بنا به مقتضيات در حدود قلمرو قانوني .زيرا در زمينه مزبور دولت مي تواند مقرراتي مربوط به تمام موضوعات وضع كند . از اين رو ، ولي امر – دولت – حق دارد در فعاليتهاي اقتصادي دخالت نموده ، هدفهاي عمومي اقتصاد اسلامي را مشخص نمايد ، آنچه فعلا مورد نظر مي باشد اختياراتي است كه به دولت براي قانون گذاري در قلمرو قانون داده شده تا در حركت دستگاه توليد و كنترل آن ، نظارت و آنرا تنظيم كند .

 

ج- اسلام در مورد توزيع ثروتهاي خام طبيعي نيز طبيعتا به دولت اجازه مداخله مي دهد ، زيرا از برخي نظرات حقوقي ، اساس تملك ثروتهاي خام و كسب حقوق خصوصي ، مباشرت در كار محسوب شده است . اين شرط بدان معنا است كه در حقوق اسلامي فرد هراندازه هم امكانات بهره برداري از طبيعت را داشته باشد ، تا زمانيكه راءسا و مستقيما دست اندركار كار نباشد نمي تواند از اين ثروتها بهره مند شود .

بنابراين توليد ثروتهاي طبيعي و صنايع استخراجي بايد طبق مقررات قانوني صورت گيرد و تنها از اين طريق است كه تاسيس واحدهاي بزرگ اقتصادي براي بهره برداريهاي طبيعي و گماردن آنها در خدمت جامعه مجاز و مشروع قلمداد شده است.


 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 7:17  توسط مسافر خسته  |  یک نظر